سیبی که نعشش همیشه زیر درخت خودش است!

به گزارش اندیشه کیمیا و به نقل از ورزش 11، در انتظار اتفاقی بزرگ پس از 20 سال ناکامی و آن بازی فراموش نشدنی در ژرلاند، وارد شهر کازان شدیم، تاتارستان هم حال و هوایش احساسی بود! باد و باران بر شرایط احساسی موجود در فضای دیدار ایران و اسپانیا بیش از پیش افزوده بود، شاید ما هم به دنبال رویاپردازیمان به رنگ تند احساسات از ایران تا روسیه بی تقصیر نباشیم!

واقعیت این این است که می خواستیم پیروز باشیم، برای این مردم دوست داشتنی هر بهانه ای می تواند شادی آفرین باشد، پیوند شادی از پیش تعیین شده با سرنوشتی که مشخص نیست خود خبر از برخورد های احساسی دارد، مانند دیگر رویکردهایمان در زندگی، این بازی هر روز ماست!

منطق به ما فاصله ایران و اسپانیا و سطح اختلاف کیفی  را عملا گوشزد می کرد، اما خودخواهانه راه خود را می رفتیم و نمی خواستیم بپذریم که اگر به حریف خود احترام بگذاریم، قطعا محترمانه تر هم نتیجه خواهیم گرفت؛ صرفا این برآیند تمامیت ما نیست، چرا که در این میان عده ای میانه رو با افکار خود اوضاع را سامان دادند، زیرا با شرایطی که کورکورانه برای تیم ملی ایران ساخته بودیم، عملا برای شادی خود، ایران را بازنده بزرگ میدان می کردیم!

ایران زمانی شخصیت بالای خود را به رخ کشید، که ابتدا پذیرفت اسپانیا کیست و در کجای جهان قرار دارد، شاید فشارهای اشتباه ما می توانست این اتوبوس موفق را به دره ها هدایت کند، اما خوب خدا را شکر که سکان این کاروان در دستان کارلوس کی روش قرار داشت و نگذاشت فضای احساسی خارج از کمپ تیم ملی، به درون اردویشان ورود کند.

فراموش نکنیم که ما برابر بزرگان جهان آقایی کردیم! بزرگان جهان متشکل از مردانی چون ایسکو، سرخیو راموس، جرارد پیکه، داوید دخیا، داوید سیلوا، دیگو کاستا، سرخیو و بوسکتس و .. است که در قاب تصویر های تلویزیونی در تیم های رویایی مان ما را شگفت زده کرده اند!

این تقابل فانتزی ها با حقیقت بود! حقیقت ایران دوست داشتنی تر بود، چرا که پذیرفتیم فانتزی ها دست نیافتنی هستند و ما می توانیم بخشی از خاطرات این قصه های رویایی باشیم، شخصیت اسپانیا بسیار بزرگ بود و هست، اما این ایران بود که با رویکردی منطقی با تاثیر گیری از روح بزرگ لاروخا، تیکی تاکا را در خود حل کرد و شخصیتی با ثبات و قدرتمند را در حد آنها به نمایش گذاشت.

می توانستیم با رویکردی احساسی، هر ثانیه آن 90 دقیقه را بر خود تلخ کنیم، اما ناخودآگاه با نمایش درخشان اسپانیا در ابتدای کار به ما القا شد که در کجا قرار داریم و با روبرو شدن با حقیقت توانستیم بهترین تصمیم ممکن را بگیریم و برابر آنها پا به پایشان بدویم!

هنوز فرصت برای شگفتی آفرینی هست، پرتغال و ستارگان بزرگش در انتظار ما هستند، دوشنبه هم می توان شاد بود و فریاد زیبای شادی سر داد، اما بهتر نیست این بار با تجربه گرفتن از گذشته، احساسات را دخیل در حقایق نکنیم؟ این جو احساسی نمی تواند ما را به مقصد برساند! پرتغال ابتدا شایسته احترام است و سپس نبرد! در هیچ نبردی نمی توان بدون شناخت واقعیت به پیروزی رسید، این مسئله که اسپانیا را با پرتغال مقایسه می کنیم و قدرت آنها را نیمی از قدرت اسپانیا می خوانیم و برای خود در افکار احساسی مان، رویابافی پیروزی می کنیم، نقطه شکست ماست!

بالا