زنده باد چاپلوسی ، مرده باد انتقاد

چاپلوسی از آسیب های اخلاقی به شمار می رود که تبعات آن به تدریج اثرات بسیار مخربی را برای جامعه به همراه می آورد چراکه در این فرآیند شایسته سالاری کمرنگ و متملقان پله‌های پیشرفت را می پیمایند.

به گزارش اندیشه کیمیا: یکی از مهمترین آفات مدیریت درعصرحاضر چاپلوسی و تملق است که اگر چاره ای برای اصلاح آن اتخاذ نگردد صدمات جبران ناپذیری برپیکره اجتماع وارد خواهد شد و اصلاح آن به این آسانیها نخواهد بود.


مدیرانی که از شیوه علمی مدیریتی بی بهره هستند همواره سعی می نمایند از افراد غیرعلمی درجهت پیشبرد مقاصد خود استفاده نمایند. این افراد به علت نداشتن توانائی ومهارت در انجام کار به غیر از چاپلوسی قادر به انجام هیچ نوع کار مفید در جهت تحقق اهداف سازمانهایشان نمی باشند.

 درعین حال اینگونه مدیران که خود عقده ی‌ خود برتربینی و جاه طلبی دارند، درمقابل هر بار چاپلوسی، تمجید و ستایش، پاداشی برای آنها درنظر می گیرند. اینگونه اعمال مدیران سبب پرورش افراد متملق وچاپلوس می گردد و از همه بدتر متملقان با دروغ پردازی و تعاریف کاذب نیزه ی فریب خود را در قلب مدیران بی سواد، ساده لوح و خوش باور فرو برده و زمینه را برای دستیابی خودشان به مقام و موقعیت بهتر و بالاتر و سوار شدن بر گرده مردم ، فراهم می سازند.

چاپلوسی حاصل بینشی کوتاه مدت است که جانشین عقلانیت و دور نگری می شود به این ترتیب که فرد متملق شونده ما به ازای احساس رضایتی که از شنیده های خود کسب می کند،پاداش می دهد.

اگر مسئول یا مدیری به کارآمدی عملکرد و توانمندی خود باور داشته باشد، ضرورتی برای تمجیدهای دروغین و زود گذر احساس نمی کند و با کارآمدی و بازدهی خویش زمینه تشویق و تمجید را برای خود فراهم می کند و به تبع عقلانیت در چنین فضا و شرایطی حکم فرما است و عرصه برای متملقین نیز تنگ خواهد شد و امکان چاپلوسی را پیدا نمی کنند چون به خوبی در می یابند که پذیرشی ندارد.

یکی از ویژگی های افرادی که زمینه پذیرش چاپلوسی در آن قوی است معطوف به انتقاد ناپذیری آن ها می شود و معمولا چنین افرادی تذکر و طرح معایب خود را بر نمی تابند.

عموما مدیرانی که بستر تملق پذیری و چاپلوسی را مهیا می کنند، با خطا و ضریب بیشتری همراه هستند زیرا تملق کنندگان او همواره بر تمامی رفتارها وکردارها و تصمیم گیری های اوصحه می گذارند و او به استمرار چنین روشی و رویکرد بیش از پیش به مرز شکست نزدیک می شود.

اگر روزی فرهنگ دروغ، چاپلوسی و دو رویی ها حذف می شد، همان روز هم بساط منتقدان برچیده می شد و دیگر لازم نبود دائما بر سر و کله هم بکوبیم و این و آن را زیر سوال ببریم، آن موقع بود که «خادمان» وارد راه می شدند و «خائنان» از مسیر جدا، اما چه کنیم که دور است این منزل.

توقعی از یک تملق‌گر نداریم، این دسته افراد، خودشان وکیل اند و خودشان قاضی، خودشان می برند و خودشان می دوزند، جای حق می نشینند و تصمیم می گیرند که ای کاش، از جای حق بلند می شدند تا حق، کار خودش را بکند اما ملالی نیست ما راه خودمان را بلدیم.

این میز و صندلی ها رفتنی اما حقیقت پایدار و باقیست، اگر به دنبال راه سعادت هستیم باید انتقاد را با جان و دل بپذیریم و اگر هم بی توجه باشیم قطعا دود این آتش در چشم خودمان فرو خواهد نشست.

منبع:دانا

برچسب‌ها
بالا