مذاکره “ترامپ” و “اون” طبیعی‌ست/ مذاکره آمریکا و کره شمالی اثر مهیبی بر فضای بین الملل خواهد داشت/ این مذاکره “اثر پروانه‌ای”بر ایران خواهد داشت

خبری که مثل بمب اتم، منفجر شد! رهبر کره شمالی با رئیس جمهور امریکا دیدار می کند. چندی پیش تهدیدات هسته‌ای میان طرفین به حدی بالا گرفته بود که بسیاری از نشریات بین المللی نظیر تایم و نیوزویک، از وقوع قریب به اتفاق یک جنگ هسته‌ای شدید خبر دادند. کمتر از ۶ ماه از آن تحلیل می‌گذرد و در چرخشی ۱۸۰درجه‌ای پس از دیدار بی سابقه رئیس جمهور کره شمالی با همتای جنوبی اش در حاشیه المپیک زمستانی پیونگ چانگ، اینک قرار ملاقاتی برای پایان تنش در دو سوی اقیانوس آرام، تعیین شده است.

خبری که مثل بمب اتم، منفجر شد! رهبر کره شمالی با رئیس جمهور امریکا دیدار می کند. چندی پیش تهدیدات هسته‌ای میان طرفین به حدی بالا گرفته بود که بسیاری از نشریات بین المللی نظیر تایم و نیوزویک، از وقوع قریب به اتفاق یک جنگ هسته‌ای شدید خبر دادند. کمتر از ۶ ماه از آن تحلیل می‌گذرد و در چرخشی ۱۸۰درجه‌ای پس از دیدار بی سابقه رئیس جمهور کره شمالی با همتای جنوبی اش در حاشیه المپیک زمستانی پیونگ چانگ، اینک قرار ملاقاتی برای پایان تنش در دو سوی اقیانوس آرام، تعیین شده است. به تعبیر برخی از تحلیلگران، این اتفاق غیرقابل پیش‌بینی نبود. در حالیکه در جنوب مدار ۳۸ درجه، پرسرعت‌ترین اینترنت دنیا عرضه می‌شود درعرض‌های شمالی این مدار، فیلترینگ شدید اطلاعاتی اعمال می‌شود. به نظر می‌رسد در داخل مرزهای آهنین کره شمالی نیز آمادگی برای پذیرش این اتفاق وجود دارد. آرمان‌شرق برای تحلیل این رخداد، به سراغ دکتر “مهدی مطهر نیا”، استاد دانشگاه و صاحب نظریاتی نظیر هارتلند بزرگ، گوی بلورین و اتاق شیشه‌ای، رفته است، مشروح این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید:

همانطور که مستحضرید، خبر تکان‌دهنده‌ای بر روی خروجی خبرگزاری‌های جهان قرار گرفت مبنی بر اینکه، رئیس‌جمهور ایالات متحده با رهبر کره شمالی دیدار خواهد کرد. جریانی که تا ۶ ماه قبل_دستکم در مسیر لفظی_ می‌رفت که به یک جنگ دامنه‌دار اتمی بدل شود، اکنون در مسیری متفاوت با گذشته خود،  به نسل جدیدی از دیپلماسی “پینگ‌پنگی” بدل خواهد شد. به نظر شما این مذاکره تا چه حد ممکن و یا ممتنع خواهد بود؟

بگذارید از اینجا شروع کنم که گفتید “خبر تکان دهنده”! این خبر به هیچ وجه عجیب نیست! تمام سیگنال‌ها حاکی از اینست که آمریکا و کره شمالی می بایست در شرایطی کنونی، نسبت به اوضاع خود تعیین تکلیف می کردند. اساسا کیم جونگ اون و رهبران کره شمالی نشان داده اند که گاه و بیگاه برای خریدن زمان، با فشارهای متفاوتی که بر آنها وارد می‌آید، مانورهای متفاوتی را، به خصوص در قبال کره جنوبی تجربه کرده‌اند. نکته حائز اهمیت در این میان اینست که ترامپ برخلاف اسلاف خود در ایالات متحده، بسیار صریح به اراده حل و فصل چندین پرونده هسته‌ای اشاره کرده بود. در میان تفنگداران دریایی آمریکا، زمانی که دکترین امنیتی جدید ایالات متحده امریکا را اعلام می‌کرد، گفت: امریکا به هیچ وجه حمله اتمی پیشدستانه را در برابر هیچ کشوری به کار نخواهد گرفت، اما نسبت به دو کشور ممکن است اقدام هسته‌ای کنترل شده و محدود را در دستور کار آمریکا قرار دهد؛ یکی کره شمالی و دیگری ایران! فلذا باید بپذیریم که فشارهای متفاوتی بر کره شمالی وارد آمد و بر اساس قانون سوم نیوتن، رفتارهای کیم جونگ اون، عکس العملی بود در قبال رفتار آمریکا به همان اندازه ولی در جهت معکوس!

آیا در میدان واقعیت، کره شمالی چنین امکانی را در اختیار دارد؟

خیر! کره شمالی به هیچ وجه امکان پیروزی بر امریکا را ندارد. درست است که می‌تواند برای امریکا ایجاد زحمت کند، خساراتی سنگینی را بر آمریکا تحمیل کند، اما نمی تواند امریکا را نابود کند. درست است که در این جنگ احتمالی، آمریکا ضربه می خورد اما در مقابل، رژیم حاکم بر پیونگ یانگ نابود خواهد شد.  کیم جونگ اون، در مرحله نخست، تلاش کرد که با سیاست‌های تقلیل‌گرایانه، در مقابل ترامپ بایستد و سعی کرد با ایجاد یک اتمسفر گفتمانی غرورآمیز، مردم کره شمالی را در چارچوب ایستادگی ناسیونالیستی پاتریمونیالیستی تئوکراتیک، غرور کره‌ای‌ها را تحریک کرد. رژیم حاکم بر پیونگ‌یانگ، از یک طرف، جهت‌گیری‌های پاتریمونیال(شه‌پدری) دارد و از دیگر سو، خود و خانواده‌اش را نماینده خدا را در کره شمالی می‌داند، به همین جهت دارای وجهه تئوکراتیک است و اطاعت از او بر مردم کره واجب است. در این چارچوب مشخص است که در جریان شتابناک گردش آزاد اطلاعات، حاکمیت کره نمی‌تواند مرزهای اطلاعات را بر روی مردمش مسدود کند. مردم کره شمالی، نارضایتی‌های خود را به آرامی تجمیع می‌کنند و ممکن است که در آینده‌ای نه چندان دور، بروز و ظهور شدیدی پیدا کند. آنقدر این نارضایتی پیچیده است که، هرازگاهی این نظام چندوجهی، احساس خطر می‌کند و نزدیکترین اقوام رهبری کره را به توپ می‌بندند و یا در جلوی سگ‌ها می‌اندازند، تا دستکم در قبال فشارهای داخلی نیز زمان بخرند! بنابر این در قبال فشارهای بیرونی از جانب ایالات متحده، دو راه بیشتر وجود نخواهد داشت: ۱٫ پیونگ‌یانگ تقابل با واشنگتن را در عرصه نظامی بپذیرد ۲٫ پای میز مذاکره با ایالات متحده بنشیند. اینکه با چه نیتی، میز مذاکره را برمی‌گزیند مهم نیست، مهم این است که طرفین قبول کرده‌اند که تهدیدات پیاپی کره شمالی علیه سرزمین‌های تحت قیمومیت امریکا، نظیر گوام تا چه اندازه پوچ و تو خالی است و بیشتر یک ببر کاغذی را به نمایش می‌گذارد تا یک اژدهای واقعی!

تبعات این مذاکره برای طرفین چه خواهد بود؟ چه منافعی برای سیاست‌های داخلی “اون” وجود دارد و چه بردی برای سیاست‌های تبلیغی ترامپ نمود خواهد یافت؟

آقای”اون” از یک طرف، صلابت قدرت خود را می‌شکند، نه تنها در کره شمالی بلکه در مرزهای جنوبی آمریکا با کوبا نیز طنین‌انداز خواهد شد. هنگامی که حاکمیت کوبا بعد از مقاومت ۴۰ ساله فیدل کاسترو، تسلیم تنش‌زدایی با آمریکا شد، صدای پرطنینی در جهان شنیده شد. اکنون صدای مهیب‌تری به گوش خواهد رسید. کیم‌جونگ اون جوان که سودای مبارزه با ایالات متحده را از طریق راه اندازی یک جبهه جهانی دنبال می‌کرد؛ پس از آن همه تهدیدات و رجزخوانی‌های گوناگون، کیم جونگ اون، سیاست را در ادامه مسیر تهدید در پیش گرفت و پس از مدتی از سیاست به تهدید بازخواهد گشت. این تبلیغات ممکن است برای کاهش صدای شکستن هیبت پوشالی کیم جونگ اون، طراحی شود. اگر رژیم حاکم بر کره شمالی بتواند فضای تنفسی در عرصه بین المللی پیدا کند، می‌تواند با تصفیه حساب‌ها در داخل، نیروهای مخالف را نیز سرکوب کند. در واقع باید گفت، قسمت با اهمیت آن برای رهبر کره، می تواند ایجاد شکاف با مردم و همچنین خاندان “امپراتوری” کره شمالی را درهم خواهد ریخت. سفر ترامپ به آسیای جنوب شرقی، برای آمریکا بسیار موفق بود. ترامپ با صراحت تمام با همتای چینی‌اش سخن گفت. دیگر سران کشورهای آسیای‌جنوب شرقی، در قبال کیم جونگ اون و ایران با احتیاط بیشتری رفتار کردند. بدون اینکه تحریم جدیدی اعمال شود، چین روابط تجاری خود با ایران را کاهش داد. خرید نفت ایران توسط کره جنوبی و هند به حداقل ممکن رسید.

از همین نقطه بحث را به نقطه جمع‌بندی نزدیک کنیم. وقتی که سفارت امریکا در هاوانا، گشوده شده و پیونگ یانگ نیز، در عالی‌ترین سطح پای میز مذاکره با واشنگتن خواهد نشست، فقط در تهران است که هنوز صدای مرگ علیه امریکا به گوش می رسد. تبعات این مذاکره در دو سوی تنگه برینگ، برای ایران چه خواهد بود؟ آیا باعث نمی‌شود که ایران تحت فشار بیشتری قرار بگیرد و تنهاتر شود؟

از هم اکنون، صدای این اثرگذاری بلندتر شده است. اگر قانون ظروف مرتبطه را بپذیریم و از سوی دیگر به بنیاد معرفت شناسی واقع‌گرایی انتقادی روی بیاوریم و بدانیم که تحت تاثیر “اثر پروانه‌ای”، هنگامی که کیم جونگ اون با وجود پیشرفت های موشکی فراوان، پای میز مذاکره می‌نشیند، اکنون در بافت موقعیتی جدید، با وجود همه انتقاداتی که به دولت ترامپ وارد می شود، مهم‌ترین دشمن آمریکا پای میز نشسته است. این اتفاق فقط به واسطه توئیت‌های کنش‌گرایانه ترامپ و عقب نشینی محسوس کره شمالی، این توفیق دیپلماتیک برای ایلات متحده به دست آمد که صلابت مبارزه با امریکا در ابعاد بین المللی در هم شکسته است.

منبع: آرمان شرق

بالا