Plan-3


تحلیل: ششکاف های متعدد و پیچیدگی عمیق در جنگ یمن

ایالات متحده از هیچ طرفی حمایت نکند

مهم نیست که تعدادی در ایالات متحده تا چه اندازه تلاش می کنند نبرد در یمن را صرفا نزاعی میان آدم خوب ها و آدم بدها توصیف کنند، با این حال پیچیدگی های جنگ بیرون زده است. آنچه مدت ها است نادیده گرفته شده این است که گروه به اصطلاح آدم خوب ها -  که مدافع عربستان سعودی و امارات متحده هستند – در همان جایی قرار گرفتند که آدم های واقعا بد وابسته به القاعده به پا خاسته اند. به همین ترتیب آنچه نادیده گرفته می شود این است که چطور جنبش حوثی ها که آدم بدهای ماجرا هستند – به این علت که کمک های ایرانی های را قبول کرده اند – در میان بی باک ترین دشمنان القاعده در یمن قرار دارند. مبادا از یاد ببریم شعبه القاعده ای که در یمن مستقر است شاخه ای از این سازمان است که پس از 11 سپتامبر بیشترین ضربات را به ایالات متحده وارد کرده است.

آنچه جنگ داخلی را بیش از پیش در هفته های اخیر پیچیده کرده، بر هم خوردن میانه حوثی ها و نیروهای وفادار به رئیس جمهور سابق علی عبدالله صالح، پس از ترور وی در ماه دسامبر است. آنچه بیش از پیش برای این دست افراد در ایالات متحده نامناسب است، شکاف عمیقی است که میان نیروهایی که مورد حمایت سعودی و امارات – و به طور غیر مستقیم ایالات متحده – قرار دارند رخ داده است. جنوبی ها شهر عدن، شهر و بندر کلیدی در جنوب را تصاحب کرده اند. این گسستی است میان آنها و رئیس جمهور مستقر، منصور هادی که در تبعید در ریاض زندگی می کند.  این اقدام برآمده از موجودیت مستقل سابق بخش جنوب است، یمن جنوبی  مورد حمایت شوروی قرار داشت. بسیاری از جنوبی ها هیچ گاه از یکپارچگی یمن در سال 1990 راضی نبودند چرا که تصور می کردند تحت سلطه شمالی ها قرار می گیرند. شکاف جدید خود همچنین متاثر از شکاف میان عربستان سعودی که رابطه قدرتمدی با هادی دارد، و امارات متحده عربی  است که بیشتر به حمایت از جنوبی های ساکن عدن دارد.

حقیقت امر این است که پیچیدگی ها بیشتر از این حرف ها است، آن قدر بالا است که حتی دو شقه شدن دوباره یمن و بازگشت به مرزهای بین المللی قدیم، هرچند که برخی از بزرگترین شکاف ها در جنگ را بهبود می بخشد، اما باز هم تضمینی نخواهد بود که جبهه های دو سوی جنگ با خود متحد بمانند.

جنگ سالاران قبایل که در جنوب مستقر هستند حتی از اینکه از عدن دستور بگیرند سرباز می زنند. بسیار دشوار است که بازیگران را حتی با پرداخت امتیاز در یک خط قرار داد. با وجود این پیچیدگی ها، شکاف های اخیر غافلگیر کننده نبوده است. مهم ترین چیزی که افراد غیر کارشناس باید در ذهن داشته باشند این است که مشاجراتی که این جنگ به راه انداخت اصالتا و به طور بنیادین محلی بود، هر چند بعدها که عربستان سعودی مداخله نظامی کرد و کشتار غیرنظامیان در حملات هوایی به رویدادی روزمره بدل شد، این نزاع به فاجعه انسانی تبدیل شد.

وسواس آمریکا در خصوص ایران که در دوران ترامپ تندتر و کوته فکرانه تر شده، توضیح دهنده شکست در درک این موضوعات است. شورشیان حوثی قیام کردند به دلایلی که هیچ دخلی به ایران نداشت و در عوض مرتبط با نارضایتی قبایل شمالی از این موضوع بود که دولت مرکزی منافع آنها را به خطر انداخته است. حوثی بر خلاف نصایح ایران، صنعا پایتخت یمن را تصرف کردند.

درسی که باید آموخت بازتعریف رویکرد ایالات متحده در خاورمیانه است، رویکرد کنونی دولت ترامپ که مقابله کورکورانه و ویران کننده با نفوذ ایران است نه تنها نسخه ای برای ناکامی در پایان دادن به آن نفوذ است بلکه باعث افزایش نزاع های محلی خواهد شد که ایالات متحده هیچ سهمی از آن نخواهد داشت.

مشکل در یمن صرفا این مفهوم غلط نیست که ایالات متحده باید با چه کسی مخالف باشد بلکه عدم وجود ایده ای روشن است مبنی بر این که از چه کسی باید پشتیبانی کرد. با توجه به اینکه راه نیروهای تحت حمایت سعودی و امارات دارد از هم جدا می شود، اینک ایالات متحده طرف کیست؟ فقدان وجود پاسخ به این سوال، بعلاوه فقدان پایه اخلاقی برای حمایت از حملات ویران کننده هوای علیه یمن دلیلی است برای اینکه آمریکا از هیچ طرفی حمایت نکند.

منبع : دیپلماسی ایرانی

Plan-4

بالا