ویژه سیاسی

تحلیل: آیا می توان به هند به چشمِ سرمایه نگریست؟

روز یکشنبه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۶ بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در صدر هیأتی ۱۳۰ نفره متشکل از نخبگان امنیتی، اقتصادی و سیاسی صهیونیست وارد هند شد. سفر نتانیاهو به هند با استقبال ویژه نارندرا مودی نخست وزیر هند همراه شد. شش ماه قبل نارندرا مودی به سرزمین های اشغالی فلسطین سفر کرده و قراردادهایی با دولت رژیم صیهونیستی منعقد می سازد. او در این سفر برخلاف سیاست مستقل هند (در ظاهر)، با مقامات دولت خودگردان فلسطین دیدار نمی کند. طی سه سال صدارت نارندرا مودی در هند، روابط هند با رژیم صهیونیستی گسترش چشمگیری یافته است. نارندرا مودی به کاست های پایین هندو در ایالت گجرات هند تعلق دارد. او در کودکی به سازمان فاشیستی R.S.S می پیوندد. سازمانی که بر آن ایدئولوژی «هندوتوا» حاکم است. «هندوتوا» ایدئولوژی است که می‌کوشد ایمان، فرهنگ و تاریخ هندو را در کانون هویت هندی بنشاند. با این اعتقاد است که مودی و سایر اعضای سازمان معتقد هستند باید شر بیگانگان را از هند کم کرد. آنها مسلمانان را مهم ترین بیگانگان می دانند. گرایشات فاشیستی و رادیکال در اعضای این سازمان به حدی است که آنان در دوران حضور در مسئولیت های دولتی نام «تاج محل» را از اماکن گردشگری هند حذف کرده و در تریبون ها به صراحت خواستار تخریب این بنای تاریخی می شوند. آنها در اندیشه و کنش گری همواره خود را به نازیسم و صهیونیسم نزدیک دیده  و به سبب این قرابت، برای ریختن خون مسلمانان شعار داده و در بسیاری از موارد مانند کشتار مسلمانان گجرات در سال ۲۰۰۲ میلادی فجایع و جنایت های زیادی مرتکب شده اند. مودی مانند بسیاری از هندوهای رادیکال با انجمن های مخفی ماسونی در هند ارتباط دارد. او توسط خاندان های «تاتا» و «هندوجا» مورد حمایت قرار گرفته و با صعود در حزب راست گرای هندوی «بهارتیاجاناتا» (B.J.P) به نخست وزیری هند دست می یابد. در دولت او برخی از پارسیان پُست دولتی گرفته و این مسئله به مذاق رسانه های غربگرای ایرانی خوش می آید! پیش از قدرت گرفتن نارندرا مودی، هند بنا به دلایلی مانند استفاده از کانال رژیم صهیونیستی برای نزدیکی بیشتر به آمریکا و دسترسی آسان تر به تسلیحات پیشرفته غربی به دنبال گسترش روابط با رژیم صهیونیستی بود. اما قدرت گرفتن مودی به این روند شدت، عمق و دامنه بیشتری بخشیده و نزدیکی به رژیم صهیونیستی را به همکاری راهبردی رسانده است. روندی که موجب ایجاد چرخش هایی در سیاست خارجی هند و روابط این کشور با کشورهای اسلامی و ایران شده است. بنابراین تغییرات رخ داده در سیاست خارجی هند برخلاف ادعاهای غربگرایان ایرانی، تنها بر پایه منافع ملی این کشور نیست. بخش عمده ای از این تغییرات به دلیل غلبه ایدئولوژی نارندرا مودی و کانون های صهیونیستی ماسونی حامی او بر منافع ملی هند است. لذا جهت گیری های آینده هند در منطقه و در رابطه این کشور با ایران نیز متأثر از ایدئولوژی مودی و حامیان او خواهد بود. هند دارای روابط گسترده اقتصادی با ایران بوده، به دنبال گسترش نفوذ در افغانستان بوده و بازیگر مهمی برای راهبرد آسیایی آمریکا است (چرخش به سمت شرق). آیا دیپلمات های ایرانی در مواجهه با شریک راهبردی رژیم صهیونیستی در منطقه، راهبرد مناسبی اتخاذ خواهند کرد؟ یا همچنان با عینک توسعه وابسته گرا، هند را به چشم سرمایه خواهند دید؟


ابوالفضل صفری
اندشگاه آفاق انقلاب اسلامی

بالا