خودباوری و پویایی اندیشه جوانان ثمره گفتمان انقلاب اسلامی

جوانان و دانشجویان از جمله قشرهای تاثیرگذار در جریان انقلاب اسلامی بودند که با حضور در صحنه های مختلف مبارزه و بازتعریف آرمان های امام خمینی(ره) به روند پیروزی این نهضت سرعت بخشیدند و با اتکا به رهنمودهای رهبر مقتدر خویش توانستند به خودباوری و پویایی اندیشه دست یابند و اینگونه در پیشبرد اهداف عالی کشور نقش بسزایی را ایفا کنند.

جوانان و دانشجویان از سرمایه های اصلی ‎هر کشوری محسوب می شوند که می‎توانند زمینه‎های رشد و پیشرفت را در عرصه ‎های مختلف علمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و ... فراهم کنند. در ایران نیز این قشر، سهم بزرگی از تحول های سیاسی و پیشرفت های علمی را بر عهده دارند. از این رو شاهد حضور آنها در حوزه ‎های مختلف از جمله مبارزه در جریان انقلاب اسلامی و پس از آن بوده ایم.

دانشگاه ها و مراکز علمی در واقع صحنه گردانان اصلی مبارزه علیه رژیم پهلوی به شمار می رفتند که در رویدادهای سیاسی همچون قیام 15 خرداد 1342 خورشیدی و مبارزه های انقلاب در 1357 خورشیدی به عنوان هسته مبارزه های سیاسی نقش مهم و سرنوشت سازی ایفا کردند.

«مهدی مطهرنیا» کارشناس مسایل سیاسی و استاد دانشگاه معتقد است پیروزی انقلاب اسلامی نوعی خودباوری و پیشرفت در جامعه به ویژه در میان قشر جوان و تحصیل کرده به وجود آورد که در سال های نخست پیروزی توانستند کارهای بزرگی را بر عهده بگیرند.

**جوانان؛ موتور محرکه جریان های انقلابی
جوانان در پرتو بافت موقعیتی زیست زمانه خود دارای انرژی، حرکت آفرینی و ایجاد آرمان های بلند فردی و اجتماعی برای جامعه هستند. باید دانست یک انقلاب از رهبرانی کارآزموده برای حرکت آفرینی برخوردار است و این امر زمانی می تواند در میدان عمل و اقدام زمینه تغییر و تحول انقلابی را ایجاد کند که جوانانی مبارز با انرژی فراوان خود حامل اندیشه رهبران باشند و در مسیر حرکت تکاملی انقلاب ها قرار گیرند. بنابراین نقش جوانان در حوزه انقلاب ها به مثابه موتور محرکه ای به شمار می روند که ایده آل های رهبران انقلابی را در خود می پذیرند و آنها را بازپروری و بازتعریف می کنند که این اتفاق در انقلاب اسلامی به خوبی به اجرا درآمد. از این رو انقلاب بدون وجود نیروی انسانی حرکت آفرین که در متن و بطن آن انرژی فیزیکی جوانان وجود دارد نمی تواند چندان به موفقیت امیدوار باشد.

**نقش جوانان در تئوری های انقلاب ها
برپایه تئوری انقلاب ها هر انقلابی محصول سه مولفه کلان است. نخست به هم پیوستگی عقیده مردمی بر اینکه رژیم حاکم دیگر اصلاح پذیر نیست و باید وضع موجود تغییر کند. جوانان در انتقال این باور به جامعه و استحکام آن نقش کلیدی دارند. 

دومین اصل انقلاب ها در ادبیات سیاسی و جامعه شناسی، امیدواری به موفقیت است که در این اصل سازماندگی و رهبری در کنار یکدیگر قرار می گیرد و در کنار آنها برنامه اصلاحات انقلابی به وجود می آید و امیدواری به موفقیت را افزایش می دهد و در نهایت زمینه ساز ایجاد یک حرکت کوبنده و موفقیت آمیز می شود که جوانان با ورود به صحنه و حرکت آفرینی در حوزه سازماندهی انقلاب و بازتعریف ایده آل های رهبران انقلابی برای قشرهای گوناگون جامعه نقش محوری را ایفا می کنند. 

سومین اصل تئوری انقلاب ها ایجاد فضای دلهره و ترس در نیروی های حاکم است. حضور جوانان، نشاط و انرژی آنها در صحنه انقلاب ها، زیست و بوم نیروهای مدافع وضع موجود را با تزلزل روبرو می کند و آنها دچار نوعی اختلال روانی در حوزه فقدان سیاسی می شوند. بنابراین چنین اصل هایی در انقلاب اسلامی قابل مشاهده بود. از این رو جوانان در این عرصه جایگاه ویژه خود را به نمایش گذاشتند. 

**نمایش ابهت انقلاب اسلامی با حضور جوانان و دانشجویان
مبارزه برای انقلاب اسلامی بدون حضور جوانان امکان پذیر نبود، در این جریان، جوانان انقلابی با حضور در صحنه های متفاوت و مکان هایی همچون مسجدها، حسینه ها، خیابان ها و ... شعارهای پرنشاط و پرامیدی را برای آینده سر دادند و ابهت انقلاب اسلامی را به نمایش گذاشتند. آنها در به هم فشردگی عقیده مردمی به گونه ای عمل کردند که خانواده های خود را به عنوان بزرگسالان با رویکردهای محافظه کارانه به میدان مبارزه آوردند و پس از آن ایده آل رهبر انقلاب را در گوشه و کنارهای خیابان ها بازتعریف کردند و شعارهای انقلابی را در لایه های گوناگون جامعه گسترش دادند و با حضور چشمگیر و به هم فشرده در صحنه مبارزه در نهان رژیم پهلوی ترس و دلهره انداختند. 

**انقلاب اسلامی و ایجاد خودباوری و پیشرفت علمی در میان جوانان
پیروزی انقلاب اسلامی نوعی خودباوری و پیشرفت در جامعه به ویژه در میان قشر جوان و تحصیل کرده به وجود آورد که در سال های نخست پیروزی توانستند کارهای بزرگی را بر عهده بگیرند. این خودباوری در سطح کلان با 2 مولفه همراه بود. یکی اجبار ناشی از خالی شدن ساختارهای و سامان های حکومتی از بازیگران و کنشگرانی که پیش از انقلاب در صدر کارها حضور داشتند و دوم اعتمادی که رهبران انقلابی به ویژه شخص امام خمینی(ره) به جوانان داشتند و معتقد بودند که می توان این جوانان را رهبری کرد و مدیریت عموم جامعه را به آنها سپرد. به این ترتیب امام خمینی(ره) نقش رهبری جامعه را بر عهده داشتند و شاگردان و دیگر افراد به ایشان کمک می کردند و کارهای مدیریتی در سطح جامعه به جوانان سپرده شده بود و مرزهای این کارها به صورت کامل رعایت می شد. از این مدیران کارهای خود را برپایه تجربه، نشاط انقلابی، اعتماد و اعتباری که برای یکدیگر قایل بودند، انجام و این مهم را در بدنه جامعه گسترش می دادند.

**خودباوری جوانان و رسیدن به پیشرفت علمی در گرو بازگشت به اصالت انقلاب اسلامی
پس از دهه 60 خورشیدی نقش جوانان در جامعه کم رنگ شد و کشور نتوانست از حضور آنها همچون گذشته بهره ببرد، اگر چه در دوره سازندگی و اصلاحات توجه به جوانان شکل بهتری به خود گرفت و تلاش هایی برای احیا و به روز کردن آن صورت پذیرفت اما در عمل به دلیل وجود برخی عوامل زمینه هایی ایجاد شد که جوانان در چارچوب عقلانیت ابزاری به جای احترام هویتی و عقلانیت ماهیتی قرار گرفتند. 

از این رو برای ایجاد خودباوری در میان جوانان و رسیدن به پیشرفت علمی در سطح جامعه باید به اصالت انقلاب اسلامی در پرتو تحول خواهی دموکراتیک بازگشت. باید گفتمان «سلام» در درون و «صلح» در بیرون را به عنوان مدل حاکم بر رفتارها و کنش های تمام نهادها و سازمان به وجود آورد و در درون آن کارآمدی، اعتماد و اعتبار را بازآفرینی کرد و سیاست شفافیت و پاسخگویی به مردم را به عنوان سیاست کلان مدنظر قرار داد.

منبع: ایرنا

بالا