Plan-3


دکتر رضا سیف پور- مدرس دانشگاه: دموکراسی معیوب » تهدیدی فرا روی توسعه


         دموکراسی یا حاکمیت اکثریت مردم بر سرنوشت جامعه را شاید بتوان عجیب ترین دستاورد اندیشه بشر در تاریخ خواند . به تعبیری ساده « دموکراسی » یعنی ؛ اصالت بخشیدن به هرآنچه نصف به اضافه یک نفر از جامعه آن را بپسندند ! . آنها که علم سیاست خوانده اند خوب می دانند که این دستاورد اندیشه سیاسی غرب تا چه حد می تواند محل مناقشات فکری و عملی اندیشمندان باشد . شاید جالب باشد که بدانیم در همان زمان زایش این اندیشه نیز ، افلاطون آن را بدترین نوع حکومت معرفی کرد وهیچگاه از یادش نرفت که استادش سقراط ، چگونه « شهید دموکراسی » شد . او با چشمان خود دید که چگونه اکثریت جامعه به این نتیجه رسیدند که سقراط باید جام شوکران را بنوشد . این داغ هیچگاه از خاطر انسان غربی نرفت . از اینرو برای مهار بدفهمی ها و کج روی های دموکراسی ، فرآیندهای متعددی را در گذر قرن ها تجربه کرد تا بتواند ضمن برخورداری از تمام مواهب این اندیشه حکومتی ، ضررهای بیشمار آن را نیز جبران کند . ازجمله این تلاش ها باید فرآیند منظم « آموزش عمومی » و تشکیل « احزاب سیاسی » را ذکر کرد . اندیشمندان بر این باورند که این دو می توانند در صورت عملکرد صحیح بیم انحراف را از باور جمعی کم کنند . چیزی که همواره در آستانه انتخابات به عنوان نمادی از دموکراسی ، نگرانی اصلی نخبگان هر کشور را تشکیل می دهد .
در جوامعی که احزاب وجود عینی نداشته باشند و یا در صورت وجود از کارکرد واقعی خود فاصله داشته باشند ، همیشه این خطر وجود دارد که عامل « ثروت » بتواند آرای مردم را به سمت خود سوق دهد و به تصاحب « قدرت » نائل شود . همینطور فقدان آموزش های سیاسی – اجتماعی می تواند جوامع را با خطر گرایش به سمت جریان های « پوپولیسم » مواجه کند که آن هم به راحتی آرای اکثریت جامعه را به سمت مطلوبی خاص سوق می دهد ، و باز هردو آنها اگر نتوانند نقش خود را در حیات سیاسی یک جامعه به درستی ایفاء کنند بیم آن می رود که رفتارهای عجیب و غیر قابل پیش بینی مردم حاصل از « سرخوردگی » های سیاسی – اجتماعی ، وازدگی های سیاسی ، نافرمانی های مدنی و یا .... سرنوشت جامعه را به سمتی سوق دهد که در افق آن جز عقب ماندگی و توسعه نیافتگی ، چیزی مشاهده نشود . اینجاست که رجوع به آرای عموم مردم دیگر نمی تواند به تنهایی مبین بلوغ سیاسی واقعی در جامعه باشد . از نمادها و علائم هشداری این وضعیت می توان به راه یافتن افراد غیر متخصص و یا غیر مرتبط به تشکیلات  سیاسی و یا اجتماعی ، همچون نهاد مهم مجلس شورای اسلامی یا شورای اسلامی شهر و روستا اشاره کرد . به عبارت دیگر وقتی می بینیم دستفروش ، دوره گرد و یا رفتگر محترمی ( با احترام ویژه به کرامت انسانی تمام آحاد جامعه و مشاغل ارزشمندشان) بدون بر خورداری از تخصص و شایستگی کافی ، در یک شهر یا کلان شهر ، موفق به اخذ اکثریت آرای مردم می شود و به دست همین مردم بر کرسی مدیریت یک شهر چند میلیونی تکیه می زند ، باید نگران شکل گیری همان « دموکراسی معیوب » باشیم . این  یعنی آنکه جامعه از آموزش کافی برخوردار نبوده و احزاب یا جریان های مدنی نتوانسته اند اهمیت امر را برای رای دهندگان تشریح کنند و یا حداقل آنکه بخش مهمی از جامعه سوار بر موج احساس ، خواسته تا پیامی را به دولتمردان و مدیران جامعه القاء کند . در این صورت می توان نتیجه گرفت که « انتخابات » به عنوان عالی ترین نماد « دموکراسی » ، نتوانسته در آن بخش ، برآیند مناسبی از آرای جامعه باشد . این یعنی آنکه یا فرآیند انتخابات معیوب است یا با یک دموکراسی معیوب مواجه هستیم . در هرحال این می تواند هشداری برای آینده و « توسعه » جامعه تلقی شود . ناگفته نماند یکی از نتایج این نوع دموکراسی معیوب پدیده شگرف و سخیف « خرید و فروش آرای مردم » است که نتایج مخرب آن در آینده جامعه می تواند از هرچیزی بدتر باشد . از اینرو باید عمیقا باور کنیم ، برای جامعه ای که به سمت توسعه پیش می رود هیچ چیز خطرناک تر از یک « دموکراسی معیوب » نیست . در یک « دموکراسی معیوب » است که به راحتی پدیده سخیف « رای فروشی » به یک عرف تبدیل می شود و افراد جامعه به ناگهان سوار بر موج احساس شده ، با دلسوزی اجازه می دهند تا سرنوشت یک شهر به دست افراد بی تخصص و مغبون بیافتد. این هردو به مثابه سنگی بزرگ فرا روی توسعه جامعه است و برای درمان آن نیز چاره ای نداریم جز اینکه سطح آگاهی های عمومی جامعه را ارتقاء بخشیم و احزاب موجود را مکلف کنیم که به وظائف ذاتی خود روی آورند .

Plan-4

بالا