Plan-3


ایران و آمریکا


- وقوع جنگ بین دو نیروی متعارض و دارای تضاد معنادار و تعریف شده همیشه امری «ممکن» است. اما، ضرورتاً محتمل نیست.
- چالش میان ایران و امریکا در دهه های گذشته «اتمیزه» و سخت شده است. لایه پروتونی آن چالش مفهومی، لایه ی نوترونی آن چالش گفتمانی و لایه ی الکترونی آن چالش سیاسی است.
- چالش روابط ایران و آمریکا به جای جهت گیری به سوی «مسأله» در همه ی لایه ها میل شدیدی به تبدیل به یک«بحران بزرگ» را به نمایش!! می گذارد.
- جهت گیری بحرانی با خروج آمریکا از برجام شدت بیشتری پیدا کرده است. ترامپ کاتالیزوری قدرتمند در این جریان است. مأموریت او تثبیت هژمونی آمریکا و یکی از مهم ترین اهداف او ایران و تسلط بر «نوهارتلند» است.
- امریکا اخیرا در اسناد امنیتی – نظامی خود از ایران رسماً به عنوان دشمن یاد می آورد.
- تیم ترامپ به تیمی یکدست ضد جمهوری اسلامی ایران شبیه تیم ضد کرملین ریگان تبدیل شده است.
- رفتار ها و کنش های سیاسی مسئولان آمریکایی متوجه افزایش سطح اصطکاک و رودرویی صریح با ایران است.
- چیرگی بر آنچه من نوهارتلند خوانده ام، و ایران «سرِ» آن، و حد فاصل تنگه ی هرمز تا خلیج عدن «قلبِ»‌ آن محسوب می شود، برای استقرار نظم مورد نظر آمریکا در این قرن گریز ناپذیر نشان می دهد.
- آمریکا در حال بستن همه ی گریزگاه های ممکن بر سر راه ایران است.
- آمریکایی ها در رفتارشناسی سیاسی با بستن راه گریز منتظر عکس العمل ناگزیر طرف مقابل می مانند و با «تحریک» رقیب به انجام عکس العمل، سیاست «پنجه آهنین عقاب» را آغاز می کنند.
- ایران به واسطه ی رویکردهای ایديولوژیک – انقلابی شدید خود تحریک پذیر و به واسطه ی باز تعریف هویتی انقلاب اسلامی به پدیده یی صد درصد ضد آمریکایی در پذیرش صلح با آمریکا هویت خویش را بسیار در خطر می بیند.
- امریکا نیز به واسطه ی وجود رقبای کوشایی چون چین و اتحادیه اروپا، و کشورهایی که به سرعت خواهان ایفای نقش بیشتر در بازی قدرت جهانی اند باید هرچه سریع تر تکلیف گذارِ از این دوره گذر تاریخی را رقم زند. از این رو «نوهارتلند» محل تلاقی منافع قدرت های بزرگ بر سر هندسه ی نوین جهانی است.
-  ایران در وضعیت نامناسب از نظر نیروهای پیشران در عرصه ی داخلی قرار دارد.
- ایران در محاصره منطقه ای ناشی از پیوند میان تل آویو ریاض قرار گرفته است.
- ایران در عرصه بین المللی با بزرگترین قدرت جهانی درگیر است. اگر چه تنها نیست ولی دوست قابل اتکایی هم ندارد.
- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اگر چه از منظر حقوق بین الملل و به واسطه ی قرار گرفتن در قانون اساسی جزء نیروی مسلح ایران است اما به عنوان آرتش رسمی ایران شناخته نشده و اکنون در لیست گروه های تروریستی قرار گرفته است.
- ایران هم سنتکام را در منطقه تروریست خوانده است.
و ....
همه ی این ها نشان می دهد که برخورد نظامی از حالت «ممکن» به «محتمل» و از منظر حکومت های حاکم بر دو پایتخت تهران و واشنگتن در حال تبدیل شدن به یک «امرمطلوب» برای مدیریت آینده ی ماندگاری (عاملیت های کنونی آن ها) تبدیل می شود. اما ریسک آن و خروجی ها و پیامدهای آن با توجه به اوزان قدرت و تحمل ضربه های پیامدی بعد از خاتمه ی یک درگیری احتمالی؛ بیشتر متوجه تهران است.

Plan-4

بالا