Plan-3


اقتصاد ایران، بی استراتژِی؛ بی فرمانده
روز گذشته خبری به نقل از معاون رییس جمهور منتشر شد که در آن نوبخت، رییس سازمان برنامه و بودجه از استعفای خود از تمامی سمت‌های دولتی خبر داده بود. گرچه دقایقی بعد واعظی رییس دفتر رییس‌جمهور این موضوع را تکذیب کرد، اما انتشار خبر استعفای محمدباقر نوبخت از سمت ریاست سازمان برنامه و بودجه کشور گویای این نکته بوده که فشار زیادی از سوی افکار عمومی متوجه بخش‌هایی از تیم اقتصادی دولت مثل سازمان برنامه و بودجه است که شائبه هدایت دولت در تصمیمات اقتصادی و جهت گیری‌های کلان را دارد. به گزارش اندیشه کیمیا؛ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور که حالا به دو بخش برنامه و بودجه و اداری و استخدامی تقسیم شده، از گذشته‌های نسبتا دور، همواره هدایت اقتصاد ایران و تهیه استراتژی‌های کلی این بخش از دولت را برعهده داشته و تغییر یا فشار جامعه برای تغییر محمدباقر نوبخت خبر از اهمیت بالای این سمت در وضعیت فعلی اقتصاد ایران دارد. این اتفاقات در حالی به سرعت اقتصاد ایران را به سمت چالش‌های جدید حرکت می‌دهد که خروج مسعود نیلی اقتصاددان طرفدار جریان آزاد و از نزدیک‌ترین اقتصاددانان نزدیک به کابینه از سمت مشاور اقتصادی رییس‌جمهور حکایت از چالش‌های گشترده پیش روی دولت به واسطه عدم تعیین سیاستی واحد و صحیح برای حل مشکلات فعلی اقتصاد ایران نظیر افسارگسیختگی قیمت ارز، خروج سرمایه از کشور و یا افزایش چشمگیر تورم دارد. اقتصاد ایران، بی استراتژِی؛ بی فرمانده چرا نوبخت نوک پیکان منتقدان است؟ سازمان برنامه و بودجه که فعلا محمدباقر نوبخت آن را هدایت می‌کند، فعلا نوک پیکان منتقدان اقتصادی دولت است و بسیاری عقیده دارند در طول چهار سال گذشته این برنامه‌های نوبخت بوده که در نهایت به ریل‌هایی برای حرکت اقتصاد ایران در مسیر فعلی منجر شده است. نوبخت که مشی چندان دقیقی در حوزه اقتصاد نداشته و بیش از آنکه یک اقتصاددان اصطلاحا شش دانگ باشد، مدیری دولتی با سابقه حضور در پست‌ها و سمت‌های مختلف بوده، به واسطه دوستی دیرین با رییس جمهور همواره از گزند تغییر و یا حذف از دولت برکنار مانده است. منتقدان نوبخت، اما عقیده دارند وی با دمیدن بر حجم دولت و افزایش مدوام بودجه سالانه هیچ گاه اصلاحات لازم برای کاهش از بار مالی دولت، افزایش نرخ بهره وری بودجه و نیز تزریق بهتر منابع به طرح‌های عمرانی انجام نداده و به طور مداوم بحران‌های فعلی را به آینده موکول می‌کند. اما آیا سازمان برنامه وبودجه با توجه به وجود رییس کل بانک مرکزی، معاون اول رییس جمهور، وزیر اقتصاد و مشاور اقتصادی تا این اندازه در تصمیم‌گیری برای اقتصاد ایران تاثیرگذار است؟ گفتگو با کارشناسان اقتصادی و اساتید دانشگاه نشان از نقش پررنگ رییس سازمان برنامه در چینش، برنامه ریزی و رسیدن به اهداف اقتصادی داشته و در دوره اخیر از قضا بیش از هر زمان دیگری پررنگ بوده است. اگر در دوره‌ای اقتصاد ایران با هدایت یک تیم جوان به رهبری علینقی عالیخانی توانست یک دوره ده ساله از رشد اقتصادی مناسب را در کنار بهبود متغیر‌های کلان اقتصادی تجربه کند گویا در دوره اخیر اغلب تصمیمات تیم اقتصادی را محمدباقر نوبخت اتخاذ می‌کرده و برای نمونه مشاور اقتصادی رییس جمهور یا وزیر اقتصاد نقش چندانی در تصمیمات اقتصادی دولت نداشته‌اند. جالب است که پس از بروز مشکلات بیشتر و شدیدتر برای اقتصاد ایران که به دلیل به بن بست خوردن برجام و عدم تصویب FATF در کشور بروز کرده، برخی اقتصاددانان راه‌هایی را برای بهبود شرایط پیشنهاد کرده‌اند که مورد پذیرش قرار نگرفته و سرانجام هم مسعود نیلی استاد اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و مشاور اقتصادی رییس جمهور را مجبور به استعفا نموده است. در واقع به نظر می‌رسد با غیبت علی طیب نیا از حضور در دولت دوازدهم و خروج مسعود نیلی از دولت در ماه‌های پایانی سال ۹۶ وزن اقتصاددانان در کابینه به شدت کاهش یافته و دولت در حوزه اقتصادی بی فرمانده، بی استراتژی و فاقد تئوری گشته است. تئوری تیم جدید باید عوض شود روز گذشته ولی الله سیف جای خود را به عبدالناصر همتی داد، گمانه‌زنی درخصوص دیگر تغییرات احتمالی در دولت با هدف رفع مشکل نبود هدف و استراتژی در تیم اقتصادی دولت آغاز شد. بسیاری از کارشناسان عقیده دارند که همتی نسخه ضعیف‌تر، ولی الله سیف بوده و از قدرت لازم برای تغییر و تحول در شرایط فعلی اقتصاد ایران برخوردار نیست. همتی که مدیر پیشین حوزه بانک و بیمه بوده و از گزینه‌های جدی کسب سمت سفارت تام‌الاختیار ایران در چین در هفته‌های اخیر بود، از نظر تئوریک سمت و سوی ذهنی نسبتا مشخصی دارد، اما با توجه به اینکه سابقه چندانی در مدیریت اقتصاد کلان ایران ندارد، نگرانی‌ها در خصوص معضلات بخش پولی سیاست‌های اقتصادی را دوچندان کرده است. علی میرزاخانی سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد، اما معتقد است: «اگر انتظار داریم که تغییر تیم اقتصادی دولت، تغییری در متغیر‌های اقتصادی بروز کرده و مثلا وضعیت بازار ارز، اوضاع شاخص تورم یا حال و روز رشد اقتصادی بهبود یابد، بایستی به تغییر تئوری اقتصادی دولت تن دهیم وگرنه تغییر آدم‌ها و ماندگاری تئوری‌ها برای اقتصاد ایران نمی‌تواند راه چاره برون رفت از وضعیت فعلی باشد.» اقتصاد ایران، بی استراتژِی؛ بی فرمانده میرزاخانی در گفتگو با اشاره به اهمیت غنای تئوریک تیم اقتصادی دولت و لزوم توجه به این مورد در تغییرات تیم اقتصادی کابینه، عنوان کرد: «تا آنجا که من اطلاع دارم سکان فرماندهی تیم اقتصاد تا اکنون به خواست آقای روحانی در اختیار آقای نوبخت بوده که البته این مورد طبق روال همیشگی اقتصاد ایران است. از آنجا که رییس سازمان برنامه در دامنه گسترده‌ای اختیارات دارد، بایستی فرماندهی و هدف‌گذاری و برنامه ریزی اقتصادی در ایران را متوجه این نهاد دانست. همه تحولاتی هم که در ۵ ساله گذشته در ایران رقم خورده با خط فکری آقای نوبخت همخوانی داشته و شیوه سیاستگذاری و پس‌زمینه تئوریک کار در راستای خط فکری ایشان بوده است. حال هم که بحث تغییر رییس سازمان برنامه پیش آمده باید به آن توجه کرد. فعلا باید منتظر ماند و دید این تغییرات با توجه به حواشی پیش آمده در خصوص تغییر آقای نوبخت، جایگزین ایشان چه کسی با چه تفکری و چه سطحی از پشتوانه تئوریک است. در واقع منظورم این است که مشکل اقتصاد ایران در ۴ – ۵ سال اخیر صرفا افراد نیستند بلکه این ریل سیاستگذاری است که ایراد داشته و به دلیل تئوری غلط در مقطع فعلی ما را با خطای سیاستی مواجه کرده است.» سردبیر روزنامه دنیای اقتصاد در ادامه گفت: «تغییر تیم اقتصادی دولت از آنجا مفید است که با توجه به غنای تئوریک تیم فعلی امکان حل معضلات موجود وجود ندارد. لازمه تغییر شرایط فعلی حذف خطا‌های سیاستی است که نیازمند پشتوانه فکری متفاوتی بوده و صرفا با تغییر افراد یا ورود یک تیم جدید محقق نمی‌شود. بهتر است در مقطع فعلی با شناخت دقیق‌تر از اقتصاد ایران خطا‌های سیسات‌گذار را اصلاح کرده و با تغییر تئوری و روش کار، اقتصاد کشور را در ریل صحیح قرار دهیم. در ریل صحیح افراد چه قوی باشند و چه ضعیف، حتما منشا اثر خواهند بود، ولی اگر ریل اشتباه باشد، قطعا افراد توانمند هم راه به جایی نخواهند برد.» میرزاخانی در پایان گفت: «با توجه به اینکه اثر نوشتاری قابل استنادی از تئوری و ذهنیت آقای همتی در دست نیست فعلا نمی‌توان دقیقا چارچوب آتی شیوه سیاستگذاری اقتصادی در کشور را حدس زد. این مورد خاصتا در بخش سیاست‌های ارزی اهمیت دارد و می‌توند به بروز تفاوت‌هایی در شرایط اقتصادی کشور منجر شود. گرچه ایشان برخی بحث‌ها و اصول فکری خود را قبلا مطرح کرده‌اند، اما با توجه به سوابق قبلی آقای همتی در بخش بیمه، و عدم وجود یک تجربه ملموس در بخش اقتصاد کلان، هنوز برای قضاوت درباره آینده کاری ایشان زود است. تصور من این است که به زودی با تغییراتی در شیوه و سطح سیاستگذاری اقتصادی در کشور مواجه شویم، اما به نظر تا اعلام نام گزینه نهایی و جدید تصدی سازمان برنامه که نقشی تعیین کننده در شیوه سیاست‌گذاری اقتصادی دولت دارد، باید در پیش‌بینی آینده اقتصاد ایران احتیاط کرد.» خودمان را در چاه سیاست انداخته‌ایم تغییر و تحول در تیم اقتصادی دولت دوازدهم در حالی به یک مطالبه عمومی از رییس جمهور تبدیل شده که بسیاری از اقتصاددانان عقیده دارند تقدم سیاست بر سیاست‌گذاری اقتصادی باعث شده تا توصیه‌های اقتصاددانان در سنگ سخت سیاستمداران اثر نکند و نتیجه‌ای در بر نداشته باشد. موردی که به عقیده برخی از کارشناسان موجبات خروج مسعود نیلی اقتصاددان مشهور ایرانی را از تیم دولت شد. نیلی که چندی پیش پس از مدت‌ها سکوت، در یادداشتی به تبعات تقدم تصمیمات سیاسی بر سیاستگذاری اقتصادی پرداخته بود با اشاره به مضحکه شدن سیاستگذار (چون همه سیاست‌های اقتصادی شکست میخورند) در این فضا، تلویحا از لزوم تغییر و تحول در شیوه نگاه به مسائل اقتصادی سخنت گفته بود. موردی که دکتر زهرا کریمی هم به آن اشاره کرده و از هیمنه آن بر فراز اقتصاد ایران خبر می‌دهد. کریمی که مشاور اشتغال وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی است در گفتگو به جنبه‌های مختلف تغییر تیم اقتصادی دولت پرداخت و گفت: «من نظر مخالفی نسبت به تیم فعلی دولت در بخش اقتصاد ندارم چرا که معتقدم اساسا این تیم در این شرایط کار خاصی نمی‌توان انجام بدهد چرا که وضعیت سیاسی عملا اقتصاد را زمینگیر کرده و امکان انتخاب مسیر صحیح را از ما گرفته است. در واقع در مقطع فعلی با سیاستگذاری‌های متعارف یا غیرمتعارف نمی‌توانید معجزه کنید، چون به قول آقای نیلی در این شرایط سیاستگذار مضحکه می‌شود. در عین حال، من از دور و نزدیک آقای همتی را می‌شناسم و با کلیات فکری ایشان در بخش اقتصاد آشنایی دارم، اما واقعا در مقطع فعلی نمی‌توان از ایشان انتظار معجزه را داشت. باید بدانیم واقعا امکان بهبود اوضاع بدون تحول در فضای سیاسی موجود وجود ندارد. الان ببینید ماجرای تصویب معاهده FATF به چه داستان تلخی بدل شده است. در واقع ما با ادامه حرکت در این مسیر، رسما خود را در بن بستی خودخواسته اسیر کرده و زمینه را برای تحمیل فشار بیشتر توسط رقبا و دشمنان آماده کرده‌ایم. آمدن آقای همتی چه دردی از اقتصاد ایران دوا می‌کند تا وقتی که مسئله مهمی مثل تصویب FATF به سرانجام نرسد. رییس جدید بانک مرکزی چطور می‌تواند قیمت ارز را کاهش دهد یا بازار‌ها را آرام نماید در حالی که این بازار مستقیما تحت تاثیر نگرانی فزاینده بسته شدن مجاری مبادلات بین المللی است و عدم تصویب FATF به آن دامن می‌زند.» استاد اقتصاد دانشگاه مازندران درخصوص چشم انداز تغییر و تحولات دولت و تاثیر آن روی اقتصاد کشور گفت: «من تصور نمی‌کنم بدون حل معضل FATF و نیز توافقی تمام و کمال با اتحادیه اروپا بتوانیم از بحران فعلی عبور کنیم. شک نکنید که بدون ایجاد یک رابطه محکم با اتحادیه اروپا امکان تصحیح وضعیت فعلی و بهبود متغیر‌های اقتصاد کلان کشور وجود ندارد. نگاه سیاستمداران و اقتصاددانان با هم فرق می‌کند. در حالی که سیاستمداران با تهدید به تهدیدات پاسخ می‌دهند، و تلاش می‌کنند با حرف و وعده شرایط را مدیریت کنند، اقتصاددان به فکر ایجاد آرامش در اقتصاد هستند چرا که اقتصاد تنها در آرامش و شرایط باثبات است که امکان حرکت دارد. مردم یک جامعه بدون داشتن چشم انداز امکان برنامه ریزی و تصمیم گیری ندارند و اقتصاد با وجود وضعیت سیاسی حاکم بر کشور، امکان بهبود ندارد. در این مورد هم شک نکنید که در رویه فعلی ادامه پیدا کند نه تنها تیم فعلی یا تیم جدید که از میلتون فریدمن یا بهترین اقتصاددانان جهان هم کاری برنمی آید. این چیزی است که خود آقای نیلی هم به آن اذعان داشته و در آخرین نوشته‌شان تلویحا گفته بودند که در این فضا هیچ کاری از دست اقتصاددان برنمی‌آید. در صورت تدام وضعیت سیاسی پرتنش نمی‌توان انتظار داشت که اقتصاد کشور تحول مثبتی را تجربه کند حتی اگر تمام تیم اقتصاد دولت عوض شوند.»
منبع فرارو

Plan-4

بالا