Plan-3


تبلیغات در پایگاه خبری اندیشه کیمیا
آثار افزایش نرخ ارز بر فعالین اقتصادی در بخش کالاهای غیر ضروری

آثار افزایش نرخ ارز بر فعالین اقتصادی در بخش کالاهای غیر ضروری

محمد حسین ادیب

کالا ها و خدمات را به دو دسته تقسیم کنید :
کالا و خدمات ضروری
کالا و خدمات غیر ضروری

کالا و خدمات ضروری، چگونه از کالا و خدمات غیر ضروری تفکیک می شود:
راه حل بسیار ساده ای دارد ، کالاها و خدماتی که یک خانواده چهار نفره (زن ، شوهر و دو فرزند ) با دو میلیون درآمد ماهانه حتما در ماه خریداری می کند و از سبد خرید این خانواده تحت هیچ شرایطی قابل حذف نیست کالا و خدمات ، ضروری است

مصرف کالا و خدمات غیر ضروری در واکنش به افزایش نرخ ارز ۵٠ درصد در سال جاری کاهش یافته است

به میزانی که ارز ، گران شده قدرت خرید خا نواده ها زیاد نشده و اختلاف تورم با قدرت خرید خانواده ها ، به صورت تغییر سبد خرید و تغییر الگوی مصرف خود را نشان داده است

مصرف بسیاری از کالاها و خدمات از الگوی مصرف قشر متوسط و ضعیف حذف شده است

حداقل ۵٠ درصد از فعالین اقتصادی که در بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای مرتبط با بخش های غیر ضروری فعال هستند ، به زیان دهی افتاده اند

هم خروده فروشان و هم عمده فروشان در بخش خدمات و کالاهای غیر ضروری شامل بحث بالا میشوند

این امر کلاهبرداری را در این بخش به اوج خود رسانده است

کلاهبرداری ، نیت مجرمانه ندارد ، خود به خود حذف ۵٠ درصد از فعالین اقتصادی در این حوزه ، به این صورت است که خرده فروشان قادر به پرداخت بدهی خود به عمده فروشان نیستند و عمده فروشان حذف میشوند

واکنش عمده فروشان به این روند ، جایگزین شدن نقدی فروشی به جای فروش مدت دار است

نقدی فروشی به حذف کاسبکاران فاقد سرمایه در گردش منجر میشود

بخش بازرگانی ، خدماتی و سرمایه ای مرتبط با کالا و خدمات غیر ضروری باید امسال حداقل ۵٠ درصد کوچک شود ، راه حل دیگری نیست ، اقتصاد ظرفیت افزایش های اخیر در نرخ ارز را نداشت اما نرخ ارز ، افزایش یافت ، وقتی ارز بیش از ظرفیت اقتصاد افزایش یابد ، واکنش بازار این جور است که عده ای از خرده فروشان پول عمده فروشان را می خورند ، عده ای از خرده فروشان با نقدی فروشی حذف میشوند …

جوهر کلام اینکه ، بخش مصرفی ، بازرگانی و خدمات غیر ضروری باید به شدت کوچک شود ، حال اینکه کوچک شدن چگونه خواهد بود خیلی مهم نیست

نرخ ارز باید مطابق اختلاف تورم ایران با خارج از کشور ، سالانه افزایش یابد اگر از تورم داخلی ، تورم خارجی کسر شود و با سال ٨١ مقایسه شود دلار اکنون باید ٨١۵٠ تومان باشد اما آیا اقتصاد ظرفیت این افزایش را دارد ؟ این دو مطلب کاملا متفاوت است ، اینکه دلار باید ٨١۵٠ تومان باشد یک مطلب است و اینکه اقتصاد در نقطه موجود ظرفیت چنین افزایش را دارد مطلبی دیگر ، مخلوط کردن این دو ، فرد را به نتیجه گیری های غلط می رساند که حاصلی جز ورشکستگی ندارد !؟

کاهش ارزش پول ملی یعنی آتش زدن پس انداز ها ، وقتی پول ملی ۴٠ درصد کاهش ارزش پیدا می کند یعنی ۴٠ درصد پس انداز ها ، آتش زده میشود ، وقتی ۴٠ درصد پس انداز ها حذف شد مصرف کاهش می یابد ، وقتی مصرف کاهش یافت ، جامعه دست به انتخاب می زند و الگوی مصرف خود را تغییر می دهد ، مصرف کالاها و خدمات ضروری را حفظ می کند و مصرف کالاها و خدمات غیر ضروری را به شدت کاهش می دهد ، نمیشود افزایش نرخ ارز را اعمال کرد و از این نتایج جلوگیری کرد.

Plan-4

بالا