آثار افزایش نرخ ارز بر فعالین اقتصادی در بخش کالاهای غیر ضروری

آثار افزایش نرخ ارز بر فعالین اقتصادی در بخش کالاهای غیر ضروری

محمد حسین ادیب

کالا ها و خدمات را به دو دسته تقسیم کنید :
کالا و خدمات ضروری
کالا و خدمات غیر ضروری

کالا و خدمات ضروری، چگونه از کالا و خدمات غیر ضروری تفکیک می شود:
راه حل بسیار ساده ای دارد ، کالاها و خدماتی که یک خانواده چهار نفره (زن ، شوهر و دو فرزند ) با دو میلیون درآمد ماهانه حتما در ماه خریداری می کند و از سبد خرید این خانواده تحت هیچ شرایطی قابل حذف نیست کالا و خدمات ، ضروری است

مصرف کالا و خدمات غیر ضروری در واکنش به افزایش نرخ ارز ۵٠ درصد در سال جاری کاهش یافته است

به میزانی که ارز ، گران شده قدرت خرید خا نواده ها زیاد نشده و اختلاف تورم با قدرت خرید خانواده ها ، به صورت تغییر سبد خرید و تغییر الگوی مصرف خود را نشان داده است

مصرف بسیاری از کالاها و خدمات از الگوی مصرف قشر متوسط و ضعیف حذف شده است

حداقل ۵٠ درصد از فعالین اقتصادی که در بخش بازرگانی ، خدمات و سرمایه ای مرتبط با بخش های غیر ضروری فعال هستند ، به زیان دهی افتاده اند

هم خروده فروشان و هم عمده فروشان در بخش خدمات و کالاهای غیر ضروری شامل بحث بالا میشوند

این امر کلاهبرداری را در این بخش به اوج خود رسانده است

کلاهبرداری ، نیت مجرمانه ندارد ، خود به خود حذف ۵٠ درصد از فعالین اقتصادی در این حوزه ، به این صورت است که خرده فروشان قادر به پرداخت بدهی خود به عمده فروشان نیستند و عمده فروشان حذف میشوند

واکنش عمده فروشان به این روند ، جایگزین شدن نقدی فروشی به جای فروش مدت دار است

نقدی فروشی به حذف کاسبکاران فاقد سرمایه در گردش منجر میشود

بخش بازرگانی ، خدماتی و سرمایه ای مرتبط با کالا و خدمات غیر ضروری باید امسال حداقل ۵٠ درصد کوچک شود ، راه حل دیگری نیست ، اقتصاد ظرفیت افزایش های اخیر در نرخ ارز را نداشت اما نرخ ارز ، افزایش یافت ، وقتی ارز بیش از ظرفیت اقتصاد افزایش یابد ، واکنش بازار این جور است که عده ای از خرده فروشان پول عمده فروشان را می خورند ، عده ای از خرده فروشان با نقدی فروشی حذف میشوند …

جوهر کلام اینکه ، بخش مصرفی ، بازرگانی و خدمات غیر ضروری باید به شدت کوچک شود ، حال اینکه کوچک شدن چگونه خواهد بود خیلی مهم نیست

نرخ ارز باید مطابق اختلاف تورم ایران با خارج از کشور ، سالانه افزایش یابد اگر از تورم داخلی ، تورم خارجی کسر شود و با سال ٨١ مقایسه شود دلار اکنون باید ٨١۵٠ تومان باشد اما آیا اقتصاد ظرفیت این افزایش را دارد ؟ این دو مطلب کاملا متفاوت است ، اینکه دلار باید ٨١۵٠ تومان باشد یک مطلب است و اینکه اقتصاد در نقطه موجود ظرفیت چنین افزایش را دارد مطلبی دیگر ، مخلوط کردن این دو ، فرد را به نتیجه گیری های غلط می رساند که حاصلی جز ورشکستگی ندارد !؟

کاهش ارزش پول ملی یعنی آتش زدن پس انداز ها ، وقتی پول ملی ۴٠ درصد کاهش ارزش پیدا می کند یعنی ۴٠ درصد پس انداز ها ، آتش زده میشود ، وقتی ۴٠ درصد پس انداز ها حذف شد مصرف کاهش می یابد ، وقتی مصرف کاهش یافت ، جامعه دست به انتخاب می زند و الگوی مصرف خود را تغییر می دهد ، مصرف کالاها و خدمات ضروری را حفظ می کند و مصرف کالاها و خدمات غیر ضروری را به شدت کاهش می دهد ، نمیشود افزایش نرخ ارز را اعمال کرد و از این نتایج جلوگیری کرد.

بالا